مؤلف مجهول
185
تاريخ سيستان
ابن عفان را و ياسر بن عمّار را ، بر آنك اين مردم را از خويشتن دور كن كه ترا فرمانى نيست ، و او نكرد بقول ايشان ، پس حسن السيّارى بنفس خويش بحرب او شد و ايشان را بر پراكند ، و سيّارى را ظن افتاد كه مگر او [ 1 ] بعون مردمان شهر مىكند ، نامه كرد و عبد الله بن طاهر را آگاه كرد ، جواب آمد كه ابراهيم بن الحضين را و معدل الحضين را پسران قوسى را و عثمان بن روح بن بسام را و احمد بن محمد بن تركه را و احمد بن الحضين را بنزديك من فرست ، پس سيّارى ايشان را بخراسان فرستاد ، و شارك بن سليمان حميرى بگريخت و به مكه شد و آنجا مجاور شد و باز آمد ، روز سديگر [ 2 ] كه بسيستان آمد او را بكشتند ، و ديگران كه بخراسان شدند ، بقلعهء هرى فرستادند و محبوس كردند ، باز سيّارى ، محمد بن سيف طارابى را امير شرط كرد و اسحق ابراهيم حصين را عزل كرد ، پس محمد بن سيف طارابى طلب ياران ابى بن الحضين كرد بكوهها و دشتها و ريگهاء سيستان ، آنچه بيافت از يشان بكشت . و اندر سنهء عشرين و مائتين معتصم ، احمد بن حنبل [ 3 ] را فرو گرفت و بتازيانه بزد و نامه نبشت بهر جاى و
--> [ 1 ] او ، راجعست به « ابى بن الحصين » . و در عبارت سقطى است ؟ [ 2 ] روز سديگر ، يعنى روز سوم . در فارسى بعد از لفظ « يك » گفته مىشده است « ديگر » چنان كه ربيع نخستين و ربيع ديگر - يا ( دديگر ) و بجاى سوم هم گفته ميشده است « سديگر » و در كتب قديم در مورد اضافه شدن سال يا ماه يا روز نيز سال سديگر يا روز سديگر ديده شده است . و اين كلمه منفصل هم ديده شده است چون « سه ديگر » اما در پهلوى و در املاهاى قديم عموما سرهم نوشته ميشده است . [ 3 ] ابو عبد الله احمد بن محمد بن حنبل بن شيبان بن ذهل بن . . . بكر بن وائل بن . . . نزار بن معد بن عدنان الشيبانى المروزى الأصل ، از اصحاب شافعى بوده و كتاب مسند را در حديث تصنيف نموده گويند يك مليون حديث از بر داشته است ، ابن خلكان گويد ابن حنبل دعوت شد كه قرآن را مخلوق گويد و نگفت ويرا بزدند و بحبس انداختند و او در امتناع خويش اصرار هميورزيد و اين زدن او در عشر اخير رمضان سنهء 220 بود و مرگ وى در ماه ربيع الاول يا ربيع الاخر 241 هجرى و برخى مرگ وى را بر اثر جراحتى كه از تازيانهء معتصم يافت دانند خاصه متصوفه و كراماتى درين باب بوى نسبت دهند .